ترامپ و ایران؛ تقابل در ورطه‌ای فراتر از عقل

سخنانِ شتابزده و آشفته‌ای که این روزها از دونالد ترامپ شنیده می‌شود، بیش از آنکه گفتار یک دولتمرد را تداعی کند، یادآور طلسم‌های نیمه‌منسجم کسی است که مدتی دراز در لبه پرتگاه درنگ کرده؛ جایی که معنا در مهی رنگ‌باخته و نورانی محو می‌گردد.

به گزارش تحریریه، تارنمای یوروسیبریا (eurosiberia.net) در تحلیلی شرایط غرب آسیا و جنگ علیه ایران آورده است: سخنانِ شتابزده و آشفته‌ای که این روزها از دونالد ترامپ شنیده می‌شود، بیش از آنکه گفتار یک دولتمرد را تداعی کند، یادآور طلسم‌های نیمه‌منسجم کسی است که مدتی دراز در لبه پرتگاه درنگ کرده؛ جایی که معنا در مهی رنگ‌باخته و نورانی محو می‌گردد.

رئیس‌جمهور آمریکا در آخر هفته‌ای که گذشت، از گروهی از کشورها خواست تا واشنگتن را در گشودن تنگه هرمز یاری دهند. پاسخ کشورهای مورد نظر اما قاطعانه منفی بود.

اروپا نیز مسیر خود را از خواست آمریکا جدا کرده و فاصله‌گیری خود را از متحد دیرینه‌اش به نمایش گذاشت.

ترامپ اما با واکنشی که بیش از هر چیز یادآور کسانی است که فروپاشی روایت خود را حس می‌کنند، این درخواست را «آزمونی برای سنجش وفاداری‌ها» توصیف و تأکید کرد که ایالات متحده نیازی به کمک هیچ‌کس ندارد.

او همزمان، ناتو را به «خطایی بزرگ» متهم کرد؛ واژگانی با آهنگ تهدید.

اما از میان این الفاظ پریشان، یک واقعیت با وضوحی هشداردهنده خودنمایی می‌کند: خشم ترامپ این بار متوجه اروپا شده است.

کسی که می‌گوید با کشوری چون کوبا هر طور که بخواهد رفتار خواهد کرد و بمباران جزیره خارک ایران را «فقط برای تفریح» مطرح می‌سازد، در قلمرویی حرکت می‌کند که در آن امکان و واقعیت در هم می‌آمیزند. چنین شخصیتی در تحقیر متحدان سنتی خود نیز درنگ نخواهد کرد.

ترامپ گام به گام به ورطه‌ای گام می‌نهد که بیش از آنکه ماهیتی سیاسی داشته باشد، ریشه‌ای کیهانی دارد. «پیروزی سریع و شکوهمندی» که او برای ایران تصور کرده بود، چون سرابی در بیابانی ناشناخته، به تدریج دورتر می‌نماید. بمباران هر روزه، بر هزینه‌های متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس می‌افزاید و اقتصاد جهانی را با تلاطمی فزاینده روبه‌رو می‌سازد.

اما جنگ علیه ایران خود ابعاد نگران‌کننده‌تری را آشکار کرده است. آنچه در این منازعه رخ می‌دهد، دیگر صرفاً یک درگیری راهبردی یا اقتصادی نیست، بلکه عرصه‌ای است که «هستی» کشمکش درونی خود را در آن بروز می‌دهد. تشدید تنش‌ها در این بستر، کیفیتی آیینی یافته و به نظر می‌رسد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای را به سوی سرنوشتی مبهم پیش می‌راند.

استعفای «جوزف کنت» رئیس دایره مبارزه با تروریسم کاخ سفید، در چنین شرایطی نشانه‌ای ظریف اما پرمعناست؛ مانند لرزشی خفیف پیش از یک گسست بزرگ.

ساختار قدرت در آمریکا تا زمانی که با کسب نتیجه‌ همراه باشد، ناهماهنگی‌ها را تحمل می‌کند. اما وقتی کارایی از میان برود و رفتارها وجهه آمریکا را در جهان خدشه‌دار سازند، این تاب آوری به سرعت از میان می‌رود.

ترامپ در واکنش به این فضا، از روی غریزه به سمت تشدید تنش حرکت کرده است. اما تلاش او تاکنون نتیجه ای در بر نداشته و موفقیت همچنان دست‌نیافتنی می‌نماید.

در چنین بستری، روند کنونی رویدادها حالتی شوم به خود گرفته است. آنچه امروز شکست می‌نماید، شاید در گذر زمان به آستانه‌ای برای رخدادی بس ژرف‌تر و هولناک‌تر تبدیل شود.


پ.ن: واژه "Lovecraftian" (در تیتر) به فضای هراس کیهانی و غیرقابل درک داستان‌های لاوکرفت اشاره دارد و عنوان «ترامپ و ایران؛ تقابل در ورطه‌ای فراتر از عقل» تلاش دارد این مفهوم را با زبانی مطبوعاتی و قابل‌فهم برای مخاطب فارسی‌زبان منتقل کند.

پایان/

۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 34742

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • علی خوشبخت IR ۱۰:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۵
      0 0
      تکلیف اسراییل پس از جنگ رمضان؟
    • IR ۱۵:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۵
      0 0
      ایران باید تقاضای جبران خسارت را مبلغ بالا اعلام کند چرا که آنها برای جنگ هزینه نمی کنند و دلار چاپ می کنند و خود آمریکایی در خواست غرامتدهای معنوی بسیار بالایی برای شهروندان‌ شان اعلام می کنند ۲۰۰ میلیارد ۱۰۰ از اعراب ۱۰۰ از آمریکا عددی نیست. ۲ درصد بورس آمریکا می شود ۱۰۰۰ میلیارد دلار .